دوشنبه , اسفند 2 1395
خانه » سینما و تلوزیون » نقد فیلم ما همه گناهکاریم : تماشاگرِ بی‌گناه!

نقد فیلم ما همه گناهکاریم : تماشاگرِ بی‌گناه!

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (به این پست امتیاز دهید)

رعایت نکردن اصول سینمایی چه در فرم و چه در محتوا باعث آسیب در شکل‌گیری فیلم شده به همین دلیل تماشاگران هم با دیدن این گونه از فیلم‌ها دیگر اشتیاقی برای رفتن به سینما ندارند و فکر می‌کنند همه ی فیلم‌های سینمایی با همین سروشکل ابتدایی ساخته می‌شوند.

بارها گفته شده که مدیوم و قواعد سینما شریف و قابل احترام است، اما گاهی بعضی از فیلم ها را روی پرده سینما می بینیم که باعث تاسف است، فیلم هایی که در وهله ی اول در فیلمنامه ضعف اساسی دارند، به همین دلیل این فیلم ها در مرحله ی اجرا هم نمی توانند به آن هدف نهایی برسند فیلم ما همه گناهکاریم به کارگردانی حسن ناظر فاقد اصول و قواعد سینمایی ست به طوری که هر تماشاگری با هر سلیقه یی وقتی این فیلم را می بیند بعد از پنج دقیقه متوجه ضعف های عمیق آن می شود. این فیلم بیش از حد به تله فیلم هایی شباهت پیدا کرده است که آغاز وسط پایان ندارد چرا که اساسا آن طور که از شکل فیلم پیداست، ما همه گناهکاریم فیلمنامه ی منسجم نداشته و انگار همه چیز در حد طرح یا بداهه بوده است تماشاگر این ضعف را شناسایی می کند به همین دلیل نمی تواند با فیلم همراه شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است :فرهاد به دلیل بیماری دخترش هر کاری می کند حتی خود فروشی، شاید این خلاصه داستان مخاطب را برای دیدن فیلم ترغیب کند اما این فیلم در جزئیات و کلیات حرف جدیدی نمی زند جز نماهای بی ربط که به همدیگر وصل شده اند تا یک فیلم سینمایی بوجود بیاید، آدم های فیلم همه در سطح باقی می مانند و هیچ ارجاع و پیش فرضی هم درباره ی آن ها داده نمی شود به طور مثال وارد شدن دیبا به قصه که بشدت اتفاقی و غیرمنتظره است! فیلمساز برای پیشبرد درام فیلمش قبل از اینکه سه شخصیت اصلی فیلم را به طور کامل معرفی کند آدم دیگری را وارد قصه می کند که هویت و جایگاه آن در قصه نامشخص است فیلمساز اگر با فلاش بک رابطه یی از دیبا و فرهاد را نشان می داد شاید می توانستیم چارچوب قصه را درک کنیم اما کارکرد دیبا که وسیله یی می شود تا فرهاد تاوان بدهد به کل اشتباه است زیرا که در مدیوم سینما اجزای درام با حدس و گمان شکل نمی گیرد این شخصیت ها هستند که باعث ایجاد موقعیت ها می شوند.

اما در فیلم ما همه گناهکاریم اول موقعیت شکل می گیرد (آن هم به سطحی ترین شکل) و بعد شخصیت ها وارد می شوند که همان طور گفته شد آدم های فیلم به شخصیت نمی رسند، شاید اگر این فیلم در تلویزیون نمایش داده می شد بازتاب تماشاگر طور دیگری می بود اما در سینما توقع تماشاگر از شخصیت ها و موقعیت ها چیز دیگری است به همین دلیل نمی توانیم حضور دیبا و دیالوگ هایش را درک کنیم، نسبت فرهاد با دیبا در کجا شکل گرفته است؟ شاید الان بگویید خوب او معلم زبان انگلیسی اش بوده… مگر فرهاد معلم زبان بوده اگر هم بوده چرا در جای دیگر فیلم ندیدیم! یا اصلا کسی که می تواند زبان انگلیسی تدریس کند چرا فیلم می فروشد؟ به چه دلیل دیبا می خواهد تا فرهاد از او مواظبت کند آیا این دو نفر در گذشته با هم رابطه یی داشتند؟نمی دانیم ،همه چیز در حدس و فرض در مسیری اشتباه جلو می رود این باعث می شود تا آدم های فیلم به آن چارچوب و قاعده که سبب پیشبرد درام می شود، نرسند.

نافرجامی آدم ها و موقعیت های فیلم ازناپختگی فیلمنامه می آید مطمئنا اگر فیلمنامه با استاندارد سینما و پردازش مناسبی شکل می گرفت خط روایی فیلم به این اندازه الکن نبود، چرا که فیلمساز قاعدتا با یک هدف و دغدغه یی سراغ این قصه رفته است اما فرم و شیوه ی روایت قصه لکنت های فراوانی دارد حتی سارا در نقش یک مادر مصنوعی و منفعل ظاهر شده است و غیراز اشک ریختن و فریاد کشیدن چیز دیگری از او نمی بینیم یا در سکانسی که در بیمارستان با دیبا برخورد می کند به شدت کلیشه ای است، از طرفی دیگر فرهاد به دلیل پول گرفتن از دیبا برای نجات دخترش حاضر است هرکاری که دیبا می گوید انجام بدهد.

فقط یک سکانس می بینیم که دیبا در بازی پوکر با مرد حریفش بحث و جدل می کند و فرهاد مرد را از خانه بیرون می اندازد، به نظرشما این فیلم با مخاطب شوخی نمی کند؟ گنجاندن این سکانس های زائد مثل ماشین هدیه دادن دیبا به فرهاد که اساسا هیچ ربط منطقی با کلیت داستان ندارد می تواند به شکل گیری درام کمک کند؟ نیاز دیبا به فرهاد به چه دلیل است؟ آیا نمی شد دلیل قانع کننده یی برای تاوان دادن فرهاد در فیلم لحاظ شود یا حداقل فیلمساز می توانست فرهاد را در موقعیت بغرنج تری قرار بدهد تا تماشاگر او را باور کند، نکته ی منفی فیلم در همین نگاهِ ساده انگارانه ی فیلمساز است که باعث شده موقعیتی که فرهاد در آن قرار می گیرد باسمه ای به نطر برسد به همین دلیل در فیلم ما همه گناهکاریم نه گره ی درام داریم و نه گره گشایی، در این شرایط چه نکته یی در فیلم می توان پیدا کرد که تماشاگر را راضی نگه دارد حتی بیماری و معصومیت کودک و موقعیت های احساس برانگیز هم نمی تواند فضای قصه را تغییر بدهد زیرا تمامی اتفاقات این فیلم در لحظه شکل می گیرد و بعد از پایان فیلم فراموش می شود.

اگر نگاهی به کلیات فیلم بی اندازیم مطمئنا درک خواهیم کرد که حسن ناظر به عنوان کارگردان نتوانسته بستری برای قصه گویی فراهم کند، آن چیزی که در این فیلم می بینیم بارها نمونه ی داستانی اش را به شیوه های گوناگون در تلویزیون دیده ایم(البته با کارگردانی بهتر)، اما نکته ی حائز اهمیت در ساخت این گونه از فیلم ها پرداخت و پردازش مناسب شخصیت ها و موقعیت هاست که در این فیلم رعایت نشده، به طور مثال به یاد بیاورید که فرهاد موضوع ازدواجش را به سارا می گوید و سارا واکنش نشان می دهد و نمی خواهد که دیگر فرهاد را ببیند، در سکانس بعدی فرهاد به اصرار دیبا برای اینکه از دست شوهر سابقش فرار کنند به کیش می روند (اما کیش را نمی بینیم) وقتی که فرهاد برمی گردد دخترش مُرده ! آیا همچین چیزی امکان دارد؟ اگر فرهاد همراه دیبا به کیش نمی رفت چه اتفاقی می افتاد؟ فرهاد چطور خبر نداشت که داریوش همسر سابق دیبا سال ها قبل فوت کرده یا دیبا مریض روانی بوده؟ فیلمساز چه ساده به پایان بندی می رسد مرگ دیبا توسط سارا! و سارا در سکانس پایانی به مخاطب اطلاعات می دهد.


از این مدل فیلم ها زیاد دیده ایم مردی یا زنی به دلیل بیماری یکی از عزیزانش به غریبه و آشنا رو می زند تا اینکه پول تهیه کند اما زمانی که می بیند همه به او پاسخ منفی می دهند از راهِ خلاف پول را تهیه می کند و در انتها هم آن عزیز میمیرد و فرد خلافکار راهی زندان می شود؛ در شرایط فعلی با این قصه های تکراری نمی شود در سینما فیلم ساخت چرا که اساسا سینما به یک قصه ی دراماتیک نیاز دارد، قصه یی که بتواند تماشاگر را با فیلم درگیر کند. قصه یی که سطح سلیقه ی تماشاگر را افزایش بدهد.  فیلم هایی مثل ما همه گناهکاریم با چه انگیزه یی ساخته می شوند؟ با ساخت همچین فیلم هایی که از نظر محتوا و فرم با نقص شدیدی مواجه اند نمی شود تماشاگر را راضی نگه داشت ، از سوی دیگر حسن ناظر در فرم هم نتوانسته به آن قواعد سینمایی دست پیدا کند، اتصال نماها و اندازه ی قاب ها، حرکات لرزشی دوربین روی دست، کات های تلویزیونی، سادگی در چیدمان صحنه از نکات منفی کارگردانی حسن ناظر است، رعایت نکردن اصول سینمایی چه در فرم و چه در محتوا باعث آسیب در شکل گیری فیلم شده به همین دلیل تماشاگران هم با دیدن این گونه از فیلم ها دیگر اشتیاقی برای رفتن به سینما ندارند و فکر می کنند همه ی فیلم های سینمایی با همین سروشکل ابتدایی ساخته می شوند. با اینکه این فیلم سعی دارد همه ی آدم ها را گناهکار خطاب کند اما به نظر نگارنده تماشاگر بی گناه است که باید نود دقیقه در سینما بنشیند این فیلم را ببیند.

درباره‌ی رضا صالحی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *